تبليغاتX
کاش به دنیا نمی آمدم...!

کاش به دنیا نمی آمدم...!

سلام به تمام دوستای گل خودم...

من یه وبلاگ جدید زدم اگه دوست داشتی بیا... پشیمون نمی شیاااااا!

همیشه قهوه را تلخ می خورم!؟

+ نوشته شده در Tue 19 Feb 2008 9:22 PM توسط goli hii |


3 هفته پیش iransong.com از داخل ایران فیلتر شد.
هموطنانی که داخل ایران زندگی می کنند می تونن کماکان آدرس جدید سایت استفاده کنند.

semahal

آدرس جدید رو برای دوستان و بستگان تون در ایران ارسال کنید

+ نوشته شده در Thu 29 Nov 2007 0:40 AM توسط goli hii |


bYe bYe!

باز با آن ديگری ديدم تو را؛ جای قهر و اخم خنديدم تو را
باز گفتی اشتباهت ديده ام؛ گفتمت باشد، بخشيدم تو را

باز هم این قصه ات تکرار شد؛ با رقيبان رفتنت انکار شد
آنقدر رفتی که ديگر قلب من؛ از تو و از عشق تو بيزار شد

تو را ديگر نميخواهم، مگو ديوانه ميباشد
که ديگر خانه ات همچون مسافرخانه ميباشد

نا نا نا، نانا نانانا نانا نا نا نا، نا نا نانا نانا نا نا نا نا

آن رقيبان يک شبت ميخواستند؛ ذره ذره پاکيت میکاستند
شب به مهمان خانه ات مهمان شدند؛ صبح اما از برت برخاستند

آمدی گفتی پشيمانی دگر؛ تا هميشه پاک ميمانی دگر
اندکی از قول تو نگذشته بود؛ باز رفتی با رقيبانی دگر

تو را ديگر نميخواهم، مگو ديوانه ميباشد
که ديگر خانه ات همچون مسافرخانه ميباشد

نا نا نا، نانا نانانا نانا نا نا نا، نا نا نانا نانا نا نا نا


همه چیز واسه همیشه تموم شد...نه دیگه می خوام اسمتو بیارم و نه دیگه ببینمت...!؟ فکر نکن تنها شدم...تازه بعد از یکسال از تنهایی در اومدم...توی ۳۶۰ برات نوشتم که دیگه نمی خوامت...نه...نه..نه.. نترس پشیمون نمن شم..!؟.....خداحافظ س.ح......!؟

+ نوشته شده در Thu 8 Nov 2007 7:44 PM توسط goli hii |


alone girl!

برو عزیزم من و تو دیگه نمی رسیم به هم
اگه تو می خوای بمونی بذار من از اینجا برم


تو چشم هم زل می زدیم به هم می گفتیم عاشقیم
نمی دونستیم واسه هم هر دومون آینه ی دقیم


حالا که اسم من و تو تو کوچه های خاطرس
بذار برم از این قفس بذار برم همین و بس


نذار دوباره خیابون تو رو به یادم بیاره
نذار که دیوونه بشم نذار دلم کم بیاره

....!!!؟

+ نوشته شده در Fri 21 Sep 2007 1:16 AM توسط goli hii |


ashk

 ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود

 و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود

+ نوشته شده در Fri 31 Aug 2007 3:5 AM توسط goli hii |


کسی را برای دوستی انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که برای رفتن تو قلبش نخوای خودتو کوچیک کنی !!!!

                                                                                                                                                            m.c

+ نوشته شده در Mon 27 Aug 2007 0:1 AM توسط فرهاد |


عشق را دوست میدارم بخاطر انتظارش

           پاییز را دوست میدارم بخاطر پاکیش

                        سنگ را میدارم بخاطر صبوریش

                          و تو را دوست میدارم ولی نمیدانم چرا ؟!!

                                                                                            M . C

+ نوشته شده در Fri 24 Aug 2007 4:6 AM توسط فرهاد |


naro

من بي تو تنهام نرو
نور دو چشمم نرو اگه بري ميميرم من
شيشه عمر مني مي خواي
اونو بشكني اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه

پا رو دله من نذار اشكه منو در نيار اگه بري ميميرم من
عزيز مهربونم مي خوام پيشت بمونم اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه

پا رو دله من نذار اشكه منو در نيار اگه بري ميميرم من
عزيز مهربونم مي خوام پيشت بمونم اگه بري ميميرم من
اشكام مث بارون از تو چشمام چشمام داره مي ريزه


پ.ن:من عاشق این آهنگم!

+ نوشته شده در Tue 21 Aug 2007 2:55 AM توسط goli hii |


alone 7

امروز کسي محرم اسرار کسي نيست
من تجربه کردم که کسي يار کسي نيست


ترک ما خواهي بکن - با هر که خواهي باش
اين رفيقان نا رفيقند گفتمت هشيار باش!

+ نوشته شده در Mon 30 Jul 2007 1:43 PM توسط goli hii |


plz go!

منو عاشق نگات کردی چرا
چرا خواستی بشکنم با یک نگاه
کاری کردی بمونم به پای تو
چه جوری میشه بهت بگم برو

برو ...برو ...برو ...برو
برو...برو...برو برو برو


پای معرفت نزار هر چی که هست
مگه میشه دلتو یه روز شکست
من بدم تو خوبه خووبی میدونم
گله ای نیست اگه دارم میخونم

من گناهم اینه عاشقت شدم
خیلی ناراحتم از دست خودم
ما که گفتیم تو از عشق ما سری
پس چرا بازم داری دل می بری

برو ...برو ...برو ...برو
برو...برو...برو برو برو

طپش قلب من واسه تو هست و بود
هنوزم دلم می خواد ببرم دست تو موت
پس از ورود تو نفس ربوده شد
ازم تو بودی که ازت سرودم

ولی رفتی تو ترجیح دادی اونو
تو بگو از چی ناراحتی از پیش من رفتی
یهنی همه اونا تو مستی بود
که میگفتی تا آخرش با من هستی تو

ما هم یه خدایی داریم اینو بدون
اگه تو قصد جدایی داری اینو بدون
یاس همیشه نشسته چشم برات
دلش تنگه واسه ی اون عشوه هات

هر چی خواستی تو گفتم چشم بیا
می دونستم که یه روز غرق میشه کشتی هات
ولی جواب چی بود ، دستت درد نکنه
امیدوارم که رقیب پست فطرت ندونه

برو ...برو ...برو ...برو
برو...برو...برو برو برو

+ نوشته شده در Mon 16 Jul 2007 1:13 AM توسط goli hii |


خيلي سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ...!؟
 خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي ، اما ندونه ...!؟
 خيلي سخته که دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني ...!؟
 خيلي سخته که ازت بپرسه : حاضري باهام بموني ؟ و تو با اينکه آرزويي جز اين نداري ، فقط بخاطر خودش مجبور باشي بگي : نه ... !؟
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...!؟
 خيلي سخته که عشق رو از نگاه کسي بخوني ، اما نتونه بهت بگه...!؟


پ.ن:واقعا خیلی سخته...من همشو تجربه کردم.

+ نوشته شده در Wed 4 Jul 2007 1:32 AM توسط goli hii |


alone 11

اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن

 اعتماديست كه بر مردم دنيا كردم !

+ نوشته شده در Fri 29 Jun 2007 4:28 AM توسط goli hii |


alone 11

مثل يه خواب كوتاه اومد رفت
قصه عشق قشنگ من و تو
از كجا اين باد بي پروا رسيد
در شب تلخ ميون من و تو
بي خبر فردا جه تلخه برامون
هركدوم به يك طرف رفتيم جدا
هر دومون مثل دو كوه پر غرور
پشت به پشت ساكت نشستيم بي صدا


تو فقط گريه نكردي
توي اين شبهاي سردم
مثه تو تنهاي تنها
تو اتاقم گريه كردم


دست سردمو بگير كمي نوازشم بكن
اين دل بي قرارمو كمي تو ارومش بكن
چشم به راه تو نشستم دل به ديدن تو بستم
تو بگي اره تمومه تا قيامت باتو هستم
تو فقط گريه نكردي توي اين شبهاي سردم
مثل تو تنهاي تنها تو اتاقم گريه كردم

منم گريه كردم


هردياري كه تو باشي منو از ياد برده باشي
عشق من يه باد وحشي اخرين ديوار براشي
تو فقط گريه نكردي توي اين شبهاي سردم
مثل تو تنهاي تنها تو اتاقم گريه كردم
منم گريه كردم

+ نوشته شده در Thu 21 Jun 2007 2:40 AM توسط goli hii |


khodkoshi 1

...
برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه
سیا بپوش برای من اینم برای قافیه

فقط من از اینجا میرم فک نکنم چیزی بشه
نه آسمون زمین میاد نه ابری بارونی میشه

حرفای آخرو زدم کارو باید تموم کنم
حیفه که اين ثانیه رو برای حرف حروم کنم

....


نمی خواد بری واسه من ۴۰ روز سیاه بپوشی ولی یادت باشه اگه یک درصد مردم همش تقسیر کارای تو بود...دلم می خواد تا آخر عمرت عذاب بکشی!...ولی بدون خیلی دوست داشتم همین...یادمه یه دوستی داشتم که همیشه وقتی می خواست ناز بکنه می گفت : bye 4 ever ...حالا منم به تو همینو می گم!...حلالم کن!

+ نوشته شده در Sat 12 May 2007 7:57 PM توسط goli hii |


alone 10

چي شد که عاشقت شدم
تو راه خونه گم شدم
بعد از خدا حافظي مون
از عشق تو مجنون شدم


تو کوچه ها پرسه زدم
يه وقت ديدم که صبح شده
تو آيئنه خودمو ديدم
به خودم گفتم چي شده

بذار اينو بهت بگم
دوستت دارم عاشقتم
فکر مي کني براي چي ؟
اومدم اينجا پيشتم


هر جا که من پا مي ذارم
توي درون لحظه هام
يه احساس قشنگيه
حس مي کنم تويي با هام


بيا بسازيم خونه اي
که سقفش آسمون باشه
تو لحظه هاي من و تو
جز عشق هيچي نباشه


دیگه برای عشقم می نویسم نه برای کسی که رفته و دیگه هم نمی یاد.

+ نوشته شده در Fri 11 May 2007 4:3 PM توسط goli hii |


alone 9

زرد است كه لبريز حقايق شده است

 درد است كه با زرد موافق شده است

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي پائيز،

 بهاريست كه عاشق شده است!

+ نوشته شده در Tue 8 May 2007 0:25 AM توسط goli hii |


tanha 5

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام
باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام


یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم


چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده
ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده


تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم
باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم


تا ته دنیا از تو می خونم سروش من!

+ نوشته شده در Thu 3 May 2007 2:49 AM توسط goli hii |


 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم

 مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم!

+ نوشته شده در Fri 27 Apr 2007 7:13 PM توسط goli hii |


عکساتو من دیده بودم
نامه هاتو خونده بودم
چشم براهت مونده بودم
گفتی دیوونه نگیر بهونه
گفتی دیوونه نگیر بهونه
سوختم و ساختم با خودم
دلم رو به هیچکس ندادم
عاشق هیچکی نشدم
گفتی هرزه یادم می مونه
گفتی هرزه یادم می مونه
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
ای بی وفا ...دلم رو سوزوندی

ولی با من نموندی
آخه منم یه آدمم ...عاشقه چشمای توام
هر چی باشه تا آخرش به پای چشمات می مونم
هر چی به دل گفتم نشو عاشقش
به پای اون میفتی تو آخرش
دیگه براش گریه نکن
هیچی بهش هدیه نکن
فکره اونم دیگه نکن!
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
تو بی قرارم نبودی
چشم انتظارم نبودی
میومدی به خواب من اما کنارم نبودی
ای بی وفا ...دلم رو شکوندی
ای بی وفا ...با من نموندی
ای بی وفا ...دلم رو سوزوندی
ولی با من نموندی

+ نوشته شده در Mon 23 Apr 2007 10:11 PM توسط goli hii |


tanha 4

تو شاید یادت نیست منو اول دیدی

اومدی نزدیکم اسممو پرسیدی

روبرومون تو پارک دو سه تا گل بودن

یکی شون وا شده بود واسم اونو چیدی

گل سرخو دادی اخمام انگار وا شد

من بهت خندیدم تو بهم خندیدی

آشنایی این بود خیلی زود و ساده

نورزید هیچ بادی نه تکون خورد بیدی

یه روز حس کردم برات میمیرم

از بد اقبالم اینو تو فهمیدی

بعد اون روز راستش روز خوش قحطی شد

بی تفاوت بودی وقتی منو می دیدی

نصف راهو رفتیم با غم و دلتنگی

نگران بود چشمات یه کمی ترسیدی

اولش فکر کردم روزگارت تلخه

اما دیدم نه خودت غرق یه تردیدی

روز به روز بدتر شد ماه به ماه ابری تر

گریه هامو انگار تو دیگه نشنیدی

توی فکرم اول نمره هات عالی بود

حالا کلی صفره کلی ام تجدیدی

قصه من مثل یه پرندس اما

تو قفس بی آواز - زندونی - تبعیدی

به یکی که گفتی قصمو مکثی کرد

اون می گفت شاید تو از دسم رنجیدی

از خودت پرسیدم یادته تو نامه؟

ننوشتی چیزی - رد شدی - خندیدی

توشه مجنونم پر کلی تیشس

واسه کوه کندن ولی نیس امیدی

زندگیم سیبی بود جنس اون از چینی

سیبو که کندی هیچ از همم پاشیدی

تو می خوای من می رم نمی نرم می میرم

اما یادت باشه تو منو دزدیدی

یه شب خیلی سرد وسطای فروردین ماه

سال هشتاد و شیش هجری خورشیدی


آره تقریبیا دوستی منو تو همین شکلی بود...یه روز سرد پاییزی توی هتل کوثر (اصفهان) با یه نگام دیوونت کردم...الان که دارم می نویسم یاد اون روز ظهر توی کوچه کاویان افتادم یادته نشسته بودیم که یهو یه خانومی از خونش اومد بیرونو گفت مشاور و من و تورو نصیحت کرد...بعد اون روز علاقم نصبت به تو ده برابر شد...جدی جدی باورم شده بود دوسم داری...باورم شده بود عاشقمی...ای بابا! من که خودم به شیطون درس می دادم حالا گول شیطونو خوردم...وقتی مطمئن شدی دوست دارم شروع کردی اذیت کردن...راستی گوشم هنوز از اون تو گوشیه درد می کنه... فقط بت بگم به آرزوت رسیدی زندگیمو مثل جهنم کردی! ...آخرین حرفم اینه که دیگه هیچ وقت نمی خوام ببینمت....خداحافظ سروش من!

+ نوشته شده در Sat 14 Apr 2007 9:25 PM توسط goli hii |


tanha3

گفتنیا کم نبودن

 چرا که من کم گفتم...!؟

+ نوشته شده در Mon 9 Apr 2007 0:40 AM توسط goli hii |


tanha

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم امد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي چند برآن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورد...

+ نوشته شده در Fri 6 Apr 2007 4:58 PM توسط goli hii |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اسم: گلی
سن: 16 سالمه (17/11/1370)
مشخصات: احساساتی- مغرور - تنها-...
--------------------------------------
اسم:فرهاد
سن:16 سالمه(10/11/1370)
مشخصات:مغرور- مهربون....


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم بهمن 1386

هفته دوم آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386


نویسندگان

goli hii

فرهاد


پیوندها

همیشه قهوه را تلخ می خورم!؟
یک نوجوان
امیر تتلو
سفید و سیاه
من مامان ندارم.
دختری از ایران
من هم یکی مثل خودت
پسرک تنها
دانلود آهنگ
من و تو می شیم ما
عشق
๑۩۞۩๑ دانلود برنامه هاي هك رايگان ๑۩۞۩๑
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin